اعلامیه مشترک استقلال خواهی دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان و جنبش حق تعیین سر نوشت فارسی زبانان
به نام خداوند جان و خرد
ما، فرزندان سرزمینهای پارینهٔ باختر ـ هزارستان (خراسان تاریخی)، وارثان زبان و فرهنگ پارسی، قربانیان بیش از یک قرن تبعیض ساختاری، سیاستهای حذف هویتی و سلطهٔ قومی سازمانیافتهٔ افغانی (پشتونی)، امروز بر آن شدیم که صدای مشترک و ارادهٔ تاریخی خود را در قالب این اعلامیهٔ جداییطلبانه به مردم و تاریخمان تبیین کنیم:
جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان و دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان؛ بههمراه همهٔ هزارهها، تاجیکها، اوزبیکها و سایر پارسیزبانان و اقوام متحد آنان که در جریان یکونیم سدهٔ اخیر در معرض نسلکشی، کوچ اجباری، حذف فرهنگی و انکار هویتی قرار گرفتهاند، اعلام میکنیم که زندگی مسالمتآمیز با هژمونی پشتونوالی غیرممکن است. ازاینرو، خارج شدن از سلطهٔ پشتونوالی تنها گزینهٔ معقول و امیدآفرین است.
هدف ما ایجاد یک چارچوب همکاری تاریخی است که راه را برای تحقق عدالت سیاسی و اجتماعی، رهایی از سلطهٔ قومی افغانی و پیافکندن آیندهای آزاد، روشن و انسانی برای مردمان غیرپشتون در یک کشور جدید فراهم سازد.
این اعلامیه بیانگر تعهدات سیاسی، اخلاقی و تاریخی دو طرف برای آغاز کار مشترک در راستای روشنگری و رهایی اقوام تحت ستم از سلطهٔ افغانیت میباشد که باید از طریق ارادهٔ آزاد اقوام تحت ستم تحقق پیدا کند.
۱. پیشزمینهٔ تاریخی و ضرورت این اعلامیه
ما در سرزمینی زیست میکنیم که سالهاست ساختارهای قدرت افغانی ـ پشتونی پیوسته کوشیدهاند زبان مادری ما را مصادره و تحریف کنند؛ تاریخ ما را بازنویسی نمایند، حضور ما را انکار و هستی فرهنگی و اجتماعیمان را در معرض حذف و نابودی قرار دهند.
افغانسازی از آغاز تا امروز پروژهای بوده است برای:
- انکار هویت مردمان غیرافغان یا غیرپشتون،
• تحمیل ساختارهای سیاسی قبیلهای،
• تصویب قوانین و سیاستهایی برای برتری قومی،
• و پاکسازی تدریجی فرهنگی، زبانی و جمعیتی.
پروژهٔ افغانسازی برای پارسیزبانان و دیگر اقوام غیرافغان به معنای سلب هویت زبانی، فرهنگی و تاریخی آنان توسط حاکمان قبیلهای بوده است. بازگشت دوبارهٔ طاعون طالبانی ـ افغانی (پشتونی) نقطهٔ اوجِ یک قرن تبعیض را در خود متبلور میسازد. این گروه تروریستی زنان را محکوم به خانهنشینی ساختهاند؛ حقوق اقوام را پایمال نمودهاند؛ فرهنگ پارسیان را به تاراج بردهاند و با حمایت از شبکههای تروریستی منطقهای، ساختار امارت قومی را بازتولید کردهاند.
در برابر چنان وضعیت فاجعهبار، متحد شدن دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان و جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان، برای سازماندهی مبارزهٔ جدی با سلطهطلبی و هژمونی قومی افغانی و حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان و اقوام غیرپشتون بهدست خودشان، نه یک شعار سیاسی، بلکه ضرورت هستیشناسانه، حقوقی و اخلاقی است. این حق (حق تعیین سرنوشت) هم از نظر فلسفی و هم از نظر حقوق بینالملل مطابق میثاقهای مدنی و سیاسی جهانی یک حق بنیادین، همهشمول و غیرقابلسلب میباشد.
بر پایهٔ همین ضرورتها و خواستهها، بر آن شدیم که اعلامیهای با ماهیت استقلالخواهی و آزادیطلبی برای اقوام تحت ستم و استبداد دایمی صادر نموده و از آنان انتظار همراهی داشته باشیم. ما از همهٔ اقوام غیرپشتون میخواهیم که برای تحقق عدالت و آزادی در کنار هم قرار گیرند و سلطهٔ پشتونوالی را به زبالهدانی تاریخ بریزند.
۲. مبانی مشترک و رشتههای پیوند دو طرف
جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان و دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان گرچه ریشه در دو تجربهٔ متفاوت دارند، اما امروز دارای محورهای مشترک زیراند:
- پایاندادن به سلطهٔ قومی و پروژهٔ افغانسازی،
• حفظ و احیای هویت تاریخی، زبانی و فرهنگی مردمان غیرپشتون،
• دفاع از استقلال و آزادی بهعنوان یگانه مسیر رهایی،
• تعهد به مبارزهٔ مدنی، سیاسی و حقوقی،
• تأکید بر حق دفاع مشروع در برابر تهاجم و خشونت تحمیلی.
۳. تعهدات مشترک در مسیر استقلالخواهی
الف ـ مبارزهٔ مدنی، سیاسی و حقوقی
دو طرف متعهد میشوند تمام فعالیتهای مشترک را بر پایهٔ مبارزهٔ مدنی، روشهای سیاسی، کارزارهای حقوق بشری، دیپلماسی عمومی و اقدامهای بینالمللی سازماندهی کنند؛ اما در نحوهٔ عمل و اجرای مقاصد خویش استقلال عمل دارند.
ب ـ حق دفاع مشروع
در جهانی عادلانه، هیچ ملتی نیازمند توسل به زور در دفاع از خود نمیباشد؛ اما تجربهٔ تاجیکها، هزارهها، اوزبیکها و اقوام متحد آنان ثابت کرده است که در برابر خشونتهای تحمیلی، وقتی هیچ راه صلحآمیزی وجود نداشته باشد، دفاع مشروع حق و وظیفهٔ انسانی است.
بنابراین دو طرف تأکید میکنند:
در صورت تحمیل خشونت، کشتار و تجاوز، دفاع مشروع حق طبیعی، اخلاقی و قانونی ما است و قاطعانه عمل میکنیم.
پ ـ تحقق استقلال و آزادی
ما معتقدیم که استقلالطلبی و عدالتخواهی از حقوق قانونی و شرعی اقوام غیرپشتون میباشد و باید از طریق رفراندوم عمومی و آزاد، تحت نظارت نهادهای بیطرف جهانی و بر اساس ارادهٔ واقعی مردم حاصل شود. در صورتی که رفراندوم آزاد امکانپذیر نباشد، راههای معقول و منطقی دیگری موقتاً جایگزین خواهد شد.
۴. عدالتخواهی
در این اعلامیه هدف ما تعریف «برنامهٔ حکومتی» نیست؛ هدف ما ثبت واقعیت تاریخی و تعهد به پایاندادن به چرخهٔ حذف و سرکوب است.
ما بر این باوریم که تبعیض سیستماتیک، کوچهای اجباری، سلب حقوق، نسلکشی هزارهها، تاجیکها، اوزبیکها، ترکمنها و اقوام متحد آنان، سیاستهای هویتزدایی و زبانزدایی توسط هژمونی قبیلهای افغانی تصادفی نبوده، بلکه برنامهریزیشده و هدفمند بوده است.
دو طرف متعهد میشوند:
• این جنایات را مستندسازی کنند،
• از طریق نهادهای حقوق بشری پیگیری نمایند،
• و حافظهٔ جمعی را از تحریف و فراموشی مصون بدارند.
۵. روح مشترک این اعلامیه
این اعلامیه صرفاً سند سیاسی نیست؛ بلکه تجلیِ:
• درد مشترک،
• تجربهٔ مشترک،
• مقاومت مشترک،
• و آرمان مشترک مردمان ماست.
ما بار دیگر میگوییم:
این اعلامیه پیمان میان دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان و جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان است؛ پیمان دو نیرویی که خود را صدای رنجها و امیدهای تاریخی مردمانشان میدانند. این دو نیرو اعلام میکنند که تا تحقق کامل استقلال و آزادی اقوام غیرپشتون و تا تحقق ارزشهای دموکراسی و استقرار نظام عرفی مبتنی بر ارادهٔ آزاد شهروندان، از مبارزهٔ مشترک دست برنمیدارند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکنند.
جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان و دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان از همهٔ اقوام غیرپشتون دعوت میکنند که برای استقلال و آزادی و نفی استبداد پشتونوالی به ما بپیوندند و برای تحقق عدالت، برابری و ارزشهای انسانی تا پای جان مبارزه کنند.
و منالله التوفیق و علیه التکلان
پیش بهسوی ایجاد کشور مستقل برای رهایی و آزادی!
دولت جمهوری دموکراتیک هزارستان جنبش حق تعیین سرنوشت پارسیزبانان