تاریخ سیاسی- حماسی عاشورا
آیت الله علی محقق نسب
این مطالب در ایام محرم سال 1448 هجری قمری، 1405 خورشیدی در شهر پاریس بیان شده است.
جلسه اول
ریشههای سیاسی عاشورا؛ از سقیفه تا سلطنت اموی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین. الصلاة والسلام علی سیدنا محمد وآله وأصحابه اجمعین.
قال الله الحکیم: قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ. الانعام- 11.
تاریخ، فقط قصه گذشتگان نیست؛ تاریخ آیینهای است که آینده را نیز نشان میدهد.
اگر کسی بخواهد عاشورا را بشناسد، نباید از ظهر عاشورا آغاز کند؛ زیرا عاشورا یک حادثه ناگهانی نبود.
شمشیری که در کربلا بر گلوی حسین علیهالسلام نشست، پنجاه سال پیش از عاشورا ساخته شده بود.
عاشورا محصول یک انحراف تدریجی بود.
محصول فراموش شدن حق وعادت کردن مردم به باطل بود.
محصول سکوت خواص وفریب خوردن عوام بود.
امشب میخواهیم این سؤال را مطرح کنیم:
چه شد که امت پیامبر، فرزند پیامبر را به قتل رساند؟
چگونه جامعهای که صدای پیامبر را شنیده بود، به جایی رسید که سر حسین را بر نیزه کرد؟
این سؤال بسیار مهمی است.
زیرا اگر پاسخ آن را نیابیم، ممکن است همان اشتباهات دوباره تکرار شوند.
نخستین نقطه انحراف
پیامبر اکرم ص، در واپسین سالهای عمر خویش بارها سفارش امام علی را کرده بودند.
در غدیر خم دست علی علیهالسلام را بالا بردند و فرمودند:
من کنت مولاه فهذا علی مولاه. واژه مولا را به هر معنایی که در نظر بگیرید از مقام علی وعظمت علی وفداکاری های علی خبر می دهد. علی بن ابی طالب با دست مبارک پیامبر به جامعه مسلمین معرفی شد.
اما هنوز پیکر مطهر رسول خدا دفن نشده بود که نزاع قدرت آغاز شد.
اهلبیت مشغول تجهیز بدن پیامبر بودند و اما گروهی بدون توجه به رحلت پیامبر ومصیبت جانکاه فقدان رسول، در سقیفه گرد آمدند برای رسیدن به قدرت وتصاحب زمامداری جامعه نوپای اسلامی، گفتوگو میکردند.
از اینجا آرامآرام سیاست از معنویت جدا شد. حتا سیاست جای معنویت را گرفت وسیاست بخشی از ضوابط دینی معرفی شد. از اینجا آرامآرام معیارها تغییر کرد وسر آغاز تحول دیرپا در جامعه مسلمانان گردید.
مسئله این نبود که چه کسی داناتر و باتقواتر است. یا چه کسی می تواند جامعه را بهتر وسالم تر اداره کند.
بلکه مسئله قدرت بود.
و هرگاه قدرت جای حقیقت را بگیرد، انحراف آغاز میشود. هرگاه سیاست بر معنویت حاکم شود انحراف جامه حقیقت می پوشد.
هشدار قرآن
قرآن سالها پیش این خطر را گوشزد کرده بود:
أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ
آیا اگر پیامبر از دنیا برود یا کشته شود، به گذشته خود بازمیگردید؟
این آیه تنها درباره جنگ احد نبود. هشداری برای همه تاریخ بود.
قرآن میگفت مراقب باشید پس از پیامبر دچار بازگشت به عصر جاهلیت نشوید.
اما متأسفانه جامعه اسلامی آرامآرام به همان بیماریهای دوران جاهلیت بازگشت.
بازگشت اشرافیت
اسلام آمده بود تا امتیازات قبیلهای را از بین ببرد. امتیازات نژادی وخانوادگی را منحل کند، اما چند دهه بعد دوباره اشرافیت جاهلی زنده شد.
ثروتهای افسانهای در دست گروهی محدود گرد آمد. بیتالمال مسلمانان میان وابستگان قدرت تقسیم گردید. عدالت جای خود را به تبعیض داد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه از همین درد مینالند و میفرمایند:
(مال خدا را دست به دست میان ثروتمندان قرار دادند).
این سنت الهی است. قانون خلقت است. جامعهای که عدالت را فراموش کند، آمادگی پذیرش ظلم را پیدا میکند و لزوما در مردا ب ستم گرفتار می شود.
ظهور بنیامیه
خطر بزرگتر زمانی آغاز شد که بنیامیه به قدرت نزدیک شدند.
بنیامیه همان خاندانی بودند که سالها در برابر اسلام ایستاده بودند. قرآن این خانواده را شجره ملعونه نامیده بود.
ابوسفیان رهبر جنگهای بدر و احد و احزاب بود. خاندان او بیشترین دشمنی را با پیامبر داشتند. اما گذر زمان وبی توجهی مسلمانان به عدالت و حقیقت، آن شجره ملعونه را به قلب حکومت اسلامی پرتاب نمود.
عثمان بن عفان که خود از بینی امیه بود، بسیاری از مناصب حساس سیاسی و اداری را به بستگان اموی خود سپرد. معاویه سالها در شام حکومت کرد. او در این مدت تنها یک استاندار نبود. او در حال ساختن یک امپراتوری بود.
ارتش ساخت. تبلیغات ساخت. شبکه نفوذ ساخت. ومهمتر از همه ذهن مردم شام را ساخت.
چنان فضایی ایجاد کرد که بسیاری از مردم شام، علی بن ابیطالب را نمیشناختند واگر می شناختند به عنوان شخصیت فاسد، نابکار وبی دین می شناختند.
وقتی خبر شهادت امیرالمؤمنین به شام رسید، برخی با تعجب پرسیدند:
مگر علی نماز هم میخواند؟ او در مسجد چه می کرد؟
این قدرت تبلیغات سیاسی است.
شهادت علی علیهالسلام و آغاز غربت اسلام
پس از شهادت امیرالمؤمنین، امام حسن علیهالسلام در برابر جامعهای قرار گرفتند که از درون فروپاشیده بود.
فرماندهان خریده شده بودند.
خواص واستوانه های دینی دنیاطلب شده بودند.
معاویه با پول و تهدید و تطمیع بسیاری از نام داران دیانت را جذب کرده بود. صلح امام حسن نتیجه ضعف امام نبود.
نتیجه بیماری جامعه بود. جامعهای که حاضر نیست برای حق هزینه بدهد. جامعه ای که نمی خواهد برای دفاع از حق وعدالت قدمی بردارد. جامعه ای که حقیقت را می فروشد واز عناوین دینی برای رسیدن به أمور مادی وشخصی استفاده می کند.
معاویه؛ معمار سلطنت
معاویه به خوبی فهمیده بود تا نام اهلبیت زنده است، سلطنت او کامل نخواهد شد.
بنابراین پروژه تخریب اهلبیت را آغاز کرد.
واعظان را اجیر کرد تا بر منبرها به امیرالمؤمنین ناسزا بگویند.
جاعلان حدیث را بسیج کرد تا حدیث جعل کنند.
قلم بمزدان را برای تحریف تاریخ ودیگرگون ساختن حوادث تاریخی اجیر کرد وبالاخره وجدان عمومی جامعه را تغییر دادند.
و سرانجام تصمیم گرفت با معرفی یزید برای جانشینی خود بزرگترین ضربه را وارد کند.
برای نخستین بار در تاریخ اسلام، خلافت به سلطنت موروثی تبدیل شد. دیگر نه انتخاب مردم مطرح بود. نه شایستگی. نه علم. نه تقوا.
بلکه تنها معیار تصاحب قدرت نسبت خانوادگی گردید. کسانی که در سقیفه، بنای حکومت شورایی وانتخابی را گذاشته بودند، در برابر حکومت موروثی خاندانی سکوت کردند وتا کنون علمای دینی همچنان معاویه را خلیفه مشروع و رفتار های اورا مطابق با شریعت می دانند. در حالی که معاویه هم سفارشات رسول خدا در غدیر خم را نادیده گرفت وهم سنت شورایی وانتخابی بودن حاکم را.
یزید چه کسی بود؟
مشکل امام حسین فقط این نبود که یزید فرد گناهکاری بود.
مشکل بزرگتر این بود که یزید نماد نابودی ارزشهای اسلامی بود.
اگر چنین فردی خلیفه رسول خدا معرفی میشد و فرزند پیامبر نیز سکوت میکرد، دیگر چیزی از اسلام حقیقی باقی نمیماند.
بنابراین وقتی امام حسین علیهالسلام قیام کرد، برای ازبین بردن ظلم وانحراف قیام کرد. برای حفظ دین قیام کرد.
خود آن حضرت فرمود:
إنی لم أخرج أشراً ولا بطراً ولا مفسداً ولا ظالماً، وإنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی.
من برای خوشگذرانی، جاه طلبی وستمکاری قیام نکردهام؛ برای اصلاح امت جدم قیام کردهام.
اینجاست که عاشورا آغاز میشود. عاشورا محصول انحراف سقیفه وسلطه بنی امیه بر مقدرات اسلام ومسلمین وگسترش شجره ملعونه است.
عاشورا از کربلا شروع نمیشود. عاشورا از روزی آغاز میشود که مردم حق را شناختند اما یاری نکردند. از روزی آغاز میشود که مومنان سکوت کردند. از روزی آغاز میشود که دنیا بر آخرت غلبه کرد. از روزی آغاز می شود که عدالت علی وسفارش های رسول خدا نادیده گرفته شدند.
و این همان درسی است که امشب باید از عاشورا وقیام امام حسین بیاموزیم. هر زمان حق تنها بماند، کربلا تکرار میشود. هر زمان دنیا بر ارزشها غلبه کند، یزیدها متولد میشوند. هر زمان وبه هر دلیلی در کنار طالبان، داعش، القاعده ونظام های ستمگر قرار بگیرند، تباهی آغاز می شود وهر زمان اهل حق سکوت کنند، حسینها قربانی خواهند شد.
پس اگر عاشورایی باشید ومراسم عاشورا را برپا کنید واین همه از وقت، انرژی واحساسات خود برای ترویج عاشورا استفاده کنید، ولی در کنار حق وآزادی خواهی نباشید وهمچنان در کنار نظام های استبدادی وتروریستی باشید وخود را به خواب غفلت بزنید، هیچ سودی از عاشورا نمی برید.
عاشورا نماد حق طلبی وآزادی خواهی ومبارزه با ستم واستبداد است.
والسلام علیکم