زمانی که گروه های هفتگانه اسلام آباد حکومت در تبعید را تشکیل دادند وآقای مجددی را به عنوان رییس جهمور تعیین کردند وبعد از مدتی که دولت خلقی سقوط کرد، آقای مجددی را به داخل افغانستان بردند وریاست دولت را به او تحویل دادند.
در آن سال ها ودر خصوص تشکیل دولت گروه هفتگانه هیچ کسی اعتراص نکرد وهیچ حرفی نبود واصولا هزاره ها هیچ عکس العملی نشان ندادند، درحالی که هزاره ها را، از آن دولت بیرون گذاشته بودند و اصلا آنان را شریک نکرده بودند.
با این که آقای مزاری وگروه های هشتگانه یا حزب وحدت بار ها درخواست کردند که سهم ما وجایگاه ما کجاست؟ توجه نکردند.
حالا که ما از سر ناگزیری، دولت در تبعید را برپا کرده ایم، هزاره ها وسید ها ومحسنی ها آتش گرفته اند؛ اما کور خوانده اند. اگر جوانان ما حمایت کنند به خواست خداوند استقلال هزارها حاصل می شود.
گفت گوی آیت الله محقق نسب، یکی از بنیانگذاران دولت مستقل هزارستان با صفحه سیاست افغانستان را ملاحظه نمایید.
فصل چهارم – تجربه یهودیان و ارمنیان علی محقق نسب درس هایی که باید آموخته شوند مقدمه تجربه یهودیان و ارمنیان از مهمترین نمونههای تاریخی برای مطالعه رابطه میان پراکندگی، حافظه، نهاد و احیای جمعی است. این دو تجربه یکسان نیستند و مقایسه آن ها نباید تفاوتهای عمیق تاریخی، دینی، جغرافیایی و سیاسی را نادیده […]
ادامه فصل سوم – از کتاب: از شکست تا احیای ملت ها علی محقق نسب گفتار ششم: مقایسه دو تجربه – ملت های افریقا و بومیان آمریکا و…. ۱. شباهتها با وجود تفاوتهای فراوان، تجربه آفریقا و مردمان بومی چند نقطه مشترک دارد. در هر دو، قدرت خارجی توانست در بخشهایی از تاریخ بر […]