زمانی که گروه های هفتگانه اسلام آباد حکومت در تبعید را تشکیل دادند وآقای مجددی را به عنوان رییس جهمور تعیین کردند وبعد از مدتی که دولت خلقی سقوط کرد، آقای مجددی را به داخل افغانستان بردند وریاست دولت را به او تحویل دادند.
در آن سال ها ودر خصوص تشکیل دولت گروه هفتگانه هیچ کسی اعتراص نکرد وهیچ حرفی نبود واصولا هزاره ها هیچ عکس العملی نشان ندادند، درحالی که هزاره ها را، از آن دولت بیرون گذاشته بودند و اصلا آنان را شریک نکرده بودند.
با این که آقای مزاری وگروه های هشتگانه یا حزب وحدت بار ها درخواست کردند که سهم ما وجایگاه ما کجاست؟ توجه نکردند.
حالا که ما از سر ناگزیری، دولت در تبعید را برپا کرده ایم، هزاره ها وسید ها ومحسنی ها آتش گرفته اند؛ اما کور خوانده اند. اگر جوانان ما حمایت کنند به خواست خداوند استقلال هزارها حاصل می شود.
گفت گوی آیت الله محقق نسب، یکی از بنیانگذاران دولت مستقل هزارستان با صفحه سیاست افغانستان را ملاحظه نمایید.
گفتار ششم از فصل دوم کتاب: از شکست تا احیای ملت ها علی محقق نسب گفتار ششم: شبکههای اجتماعی و اعتماد ۱. شبکه بهعنوان ذخیره قدرت در دوره شکست، بسیاری از نهادهای رسمی ممکن است نابود شوند، اما روابط غیررسمی باقی بمانند. خانواده گسترده، خویشاوندان، همسایگان، همولایتیها، گروههای مهاجر و شبکههای حرفهای میتوانند […]
فصل دوم از کتاب: از شکست تا احیای ملت ها علی محقق نسب گفتار سوم: حافظه جمعی ۱. حافظه بهعنوان پل میان نسلها موریس هالبواکس (Maurice Halbwachs) نشان داد که حافظه صرفاً پدیدهای فردی نیست؛ یادآوری گذشته در چارچوبهای اجتماعی شکل میگیرد. یان آسمن (Jan Assmann) نیز میان اشکال حافظه و استمرار فرهنگی در […]
فصل دوم از کتاب: از شکست تا احیای ملت ها علی محقق نسب فصل دوم: بقا و سرمایههای بقا مقدمه شکست هر اندازه عمیق باشد، تا زمانی که جامعه بهطور کامل از میان نرفته است، معمولاً چیزی از گذشته باقی میماند. ممکن است دولت سقوط کرده باشد، سرزمین از دست رفته یا تقسیم شده باشد، […]